اربعين حسيني

مقدمات تزكيه نفس:
1- اجتناب از مصاحبت بدان و صاحبان اخلاق رذيله
2- در حفظ صفات حسنه كوشا بودن
3- هميشه مواظب اعمال و افعال خود بوده وقبل از انجام تامل نمودن
4- حفظ روح و جسم از ديدن ، شنيدن و تصور و انجام افعال بد
5- فريب نفس خود را نخورده و اعمال را حمل بر صحت نكند
برگزيده از كتاب معراج السعاده

ما امروز نیازمند امید و انتظار و آمادگی هستیم. محال است خداوند انتظار را به معنی فرافکنی و شانه خالی کردن از ما بپذیرد .
امام موسی صدر
خداحافظ اي ماه آزادي از دوزخ

خداحافظ ای ماه آزادی از دوزخ
«السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا أَکْثَرَ عُتَقَاءَ اللَّهِ فِیکَ وَ مَا أَسْعَدَ مَنْ رَعَى حُرْمَتَهُ بِکَ» خداحافظ ای ماهی که تعداد آزادشدهگان از آتش جهنم در تو زیاد شد. این اشاره به همان روایتی است که خداوند در هر شب، به هنگام افطار هزار، هزار کس را از آتش جهنم نجات میداد؛ در شبهای جمعه هر یک ساعت، اینطور میکرد و در شب آخر ماه رمضان به مقدار تمام کسانی که در کلّ این ماه از آتش نجات داده است را نجات میدهد. ای خدا! آیا میشود که امشب ما هم یکی از این آزاد شدهها باشیم؟ سعادتمند شد کسی که حریم احترام تو را رعایت کرد. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَمْحَاکَ لِلذُّنُوبِ وَ أَسْتَرَکَ لِأَنْوَاعِ الْعُیُوبِ» خداحافظ ای ماهی که گناهان را پاک کردی و محو نمودی و همه عیبها را، هر چه که بود، پوشاندی. « السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَطْوَلَکَ عَلَى الْمُجْرِمِینَ وَ أَهْیَبَکَ فِی صُدُورِ الْمُؤْمِنِینَ» خداحافظ ای ماه! چهقدر برای گناهکاران طولانی بودی و چهقدر برای مؤمنین عظمت داشتی!
شبهای قدر
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم ، إنّا أنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْر ، وَ ما أدْراكَ ما لَیلَةُ الْقَدْر ، لَیلَةُ القَدرِ خَیْرٌ مِنْ ألْفِ شَهْر ، تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرّوحُ فیها بِإذنِ رَبِّهِم مِنْ كُلِّ أمْر ، سلامٌ هِیَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْر”

ای خدا ای فاتح هر مشكلم وی همه آرامش جان و دلم
بشنو از دل راز یك بی آبرو ده مجال گفتگویم ، گفتگو
در شب احیا به تو رو كرده ام خویش را با توبه همسو كرده ام
گرچه عمری با گنه بنشسته ام گرچه قلب صاحبم بشكسته ام
صبر كن ، از كیفر من بر حذر تا كنم در خویش تجدید نظر
بهر تو خود را مهیا می كنم توبه را در خویش احیا می كنم
هر كه باید رفت چون فرزند نوح توبه باید ، توبه از نوع نصوح
چون كه امشب با منیبین زیستم راضی از عمر گذشته نیستم
بر تو عمری بد گمانی داشتم بهر شیطان آشنائی داشتم
چون بگیرم آینه در دست خویش فاش بینم ، فاش ، روی پست خویش
گرچه دل بد كرده تكفیرش مكن بنده ات برگشته تحقیرش مكن
هركه بر حال خراب خود رسید پیش از مردن حساب خود رسید
هر كه گیرد آینه در پیش رو كرده های خویش بیند مو به مو
خویش را بیند كه خود با خود چه كرد تا بداند سخت باید توبه كرد
باید از بگذشته ها عبرت گرفت دست را بر زانوی همت گرفت
حال باید وادی تحلیف رفت یا علی گفت و سوی تكلیف رفت
سخت باید نفس را بشكست و ماند عهد و پیمان با شهیدان بست و ماند
هم چنان بار شهیدان مبین مانده انبان یتیمان بر زمین
راه ما راه شهیدان خداست كیست پرسد ای خدا مهدی كجاست
گرچه دل شرمنده است از روی تو ای خدا با مهدی آمد سوی تو
نیستم اینك از الطافت خدا سینه ای دارم شبستان خدا
یا حلیم امشب كه من سرگشته ام یا علی گویان سویت بر گشته ام
باغبان آشنا
باغبان آشنا
او مي آيد بر براقي از نور و هر آنكه را شمعي از عشق بر سقاخانه دل افروخته است، با خود خواهد برد. دل، راز جاودانگي آدمي است و قلب ها مزارعي هستند كه در آن ها بذر زندگي مي افشانند... اكنون كه هرزه علفهاي مرگ ، همه جا را پوشانده است ،آيا وقت آن نيست كه باغبان آشنا سر رسد؟!...
"اللهم عجل لوليك الفرج"
قنوت سبز دعا
آقا قنوت سبز نمازم به التماس درآمد ، چه مي شود كه مرا خيري از دعاي تو باشد .
روز معلم (شهادت استاد شهيد مطهري ) گرامي باد
![]() |
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از
![]() |
کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.
پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي
![]() |
کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.
اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
![]() |
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.
سالها منتظر...

با كدام آبرويي روز شمارش باشيم،
عصرها منتظر صبح ظهورش باشيم
سالها منتظر سيصدواندي مرد است
آنقدر مرد نبوديم كه يارش باشيم.
"اللهم عجل لوليك الفرج"
سخنی از شهید مهدی زین الدین
اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستيم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستيم و اگر مشيت الهي بر اين قرار گرفته که به دست شما رزمندگان و ملت ايران، اسلام در جهان پياده شود و زمينه ظهور حضرت امام زمان(عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسين(ع) است.
من تکليف ميکنم شما «رزمندگان» را به وظيفه عمل کردن و حسينوار زندگي کردن.
(سردار رشيد اسلام شهيد مهدي زين الدين)





